روزی که حاج احمد متوسلیان برای همرزمان خود گریست

خرید بک لینک

https://www.falaghsoft.ir/media/k2/galleries/2819/177168.jpg

منطقه اورامان به دلیل وضعیت خاص جغرافیایی و دارا بودن ارتفاعات مختلف برای ما اهمیت ویژهای داشت. یک سلسله از کوههای منطقه در خطوط مرزی در اختیار عناصر رزگاری بود و همین باعث شده بود تا ارتباط آنها با حزب بعث به سهولت انجام پذیرد.

در جلسهای با حضور حاج احمد متوسلیان، و پیشمرگان کرد تصمیم گرفته شد طی عملیاتی این منطقه را از لوث وجود عناصر رزگاری پاکسازی کنیم. عملیات با موفقیت انجام شد و در منطقه مستقر شدیم. به اتفاق یکی از پیشمرگان با دوربین در حال کنترل تحرکات دشمن بودیم که متوجه شدیم یک نفر مقداری بار بر دوش گذاشته و یک گالن بیست لیتری هم در دست دارد و به طرف پایگاه میآید.

وقتی نزدیکتر آمد، دیدیم این شخص حاج احمد متوسلیان است که مقداری نفت و خرما را از راه دور برای رزمندگان مستقر در پایگاه میآورد. به استقبالش رفتیم و خواستم بار را از او بگیرم اما قبول نکرد و گفت وظیفه خودم است. وقتی وارد پایگاه شد؛ بعد احوالپرسی و روبوسی با رزمندگان به شدت گریست.

همه نگران شدیم و علت را پرسیدیم. گفت: ما در مریوان داخل شهر هستیم و امکانات داریم، اما شما روی خاک میخوابید، آنهم در این کوههای دور افتاده و بدون هیچ امکاناتی. بعد هم گفت: خدمت واقعی را شما انجام میدهید. خدمت ما و شما را هیچ وقت نمیشود با هم مقایسه کرد و دوباره گریست.

منبع: کتاب علمدار میدان عشق


برچسبها: مریوان, خاطره, حاج احمد متوسلیان, روایتگری

سردار بي نشان...

ما را در سایت سردار بي نشان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 19:39

صفحه بندی